دل نوشته ها
قبل از آنکه جنازه ام را به خاک بسپارند هیچ کس نفهمید خندیدم / با طعم گریه سکوت کردم / با خواب فریاد ... ایستادم / با کمری شکسته فراموش شدم / با قلبی خسته هیچ کس نفهمید سیگار کشیدم برای تسکین درد درد کشیدم برای ترک سیگار دچار اعتیاد به احتیاط شدم منجر به خود کشی شدم هیچ کس نفهمید خانه ام را آب برد / در میان خواب ها روزگارم را ملخ زد / میان مزرعه ها شادی ام طعم شور گریه گرفت هیچ کس نفهمید سکوت ام را / سردی ام را / غرورم را پشت کردم به مردم / برای مردن سنگ شدم در دلها / به جرم بودن و چه ساده / مردم خندیدند و پرسیدند آی دیوانه دردت چیست بی آنکه / هیچ کس بفهمد درد من / همین مردم اند ... میترسیدم انگشتام از لمس کردنش وحشت داشت اما بالاخره گذاشتم بین انگشتام و روشنش کردم پک اول پک دوم... سرم... خدایااااااااااااااااااااااااا خودت کمکم کن و شبهایی که از نیامدنش دلگیر نمی شوم ! .... بی کسی هم عالمی دارد ... !!! گاه برای داشتن باید گذشت و زمانی در اوج تمنا باید نخواست...
من را انتخاب کرد ...
دستی به تنه ام کشید ، تبرش را در آورد و زد .. زد .. محکم و محکم تر ...
به خود میبالیدم ، دیگر نمی خواستم درخت باشم ، آینده ی خوبی در انتظارم بود !
... سوزش تبر هایش بیشتر می شد که ناگهان چشمش به درخت دیگری افتاد ، او تنومند تر
مرا رها کرد با زخم هایم ، او را برد ... و من که نه دیگر درخت بودم ، نه تخته سیاه مدرسه ای
---
بازی با احساسات مثل داستان تبر و درخت می مونه ..
ای انسان ، تا مطمئن نشدی ، احساس نریز .. زخمی می شود ... در آرزوی تخته سیاه شدن
وصیت میکنم روی سنگ قبرم بنویسند:
" چقدر گفتم من بی تو میمیرم "
همراه کسانی بودم که ...همراهم نبودن.....!
وسیله کسانی بودم که هرگز آنها را وسیله قرار ندادم...!
عشق .....:
سکــــــــــــــــــــــــــــ
| Design By : Night Melody |



